تبليغاتX
پيامك هاي عاشقانه و طنز - جوك تركي 4
جوك ، اس ام اس ، پيامكهاي طنز و مطالب جالب و خواندني
مطالب تصادفي

 
تركه باباشو ميكشه ميره مرحله بعد!

تركه مي خواسته نماز بخونه، مهر نداشته؛ امضا مي كنه.

بچه تركه شلوارش رو برعكس پوشيده بود باباش بهش ميگه قربون پسرم شلوارشو برعكس پوشيده داره ميره انگار داره مياد.

يه تركه يه پري دريايي ميبينه ! ميگه خانوم چقده شما خوشگلين! زن من ميشين؟ پريه ميگه: آخه من كه آدم نيستم! يارو ميگه خوب فكر كردي من آدمم؟

يه شب يه تركه ميره دسنشويي برميگرده خانوم شو بيدار ميكنه و ميگه رفتم دستشويي در رو باز كردم برق روشن شد اومدم بيرون در رو بستم برق خاموش شد زن بلند ميشه وميگه پدرسگ بازم رفتي تو يخچال شاشيدي؟

يك روز يك تركه به يك فرشته ميگه: مياي با هم ازدواج كنيم؟ فرشته ميگه: من آدم نيستم. تركه ميگه: مگه من آدمم؟!

تركه ميره خرش رو بفروشه وسط راه خوابش ميبره ... وقتي بيدار ميشه ميبينه خرش داره پول ميشمره!

تركه ميخواسته آب بخوره، آب نبوده تيمم مي كنه!

يه روزي يه نفر از يه تركه ميپرسه :آقا اين خيابون كجا ميره؟ تركه ميگه : والا من چهل ساله تو اين خياون زندگي ميكنم تا حالا نديدم جايي بره!

تركه آشغال رفته بوده توي چشمش، بعد وايساده بوده جلوي آيينه هي فوت ميكرده، دوستش مياد بهش ميگه بابا همين كارها رو ميكنيد بهمون ميگن تركها خرن ديگه، آخه آي كيو، اوني كه توي آيينست بايد فوت كنه !

پسر تركه تو پارك با يه دختره قرار گذاشته بوده، بعد همين كه داشتن حرف ميزدن يهو دختره ميگه: واي بابام از دور داره مياد. تركه: بابات تا حالا منو ديده؟ دختره: نه! تركه: اينكه ترس نداره، بهش بگو من داداشتم!

يه روز يه تركه رو ميگيرند ميبرند كلانتري. تركه ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟ جناب سروان ميگه : واسه عرق خوري. تركه ميگه : پس چرا نمياريد بخوريم؟

تركه ماشينش تو برف گير ميكنه. زنجير نداشته سينه ميزنه!

يه صندلي بوده كه هركس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادكنك بالاي سرش ميتركيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافكر ميكنيم آدماي ولخرجي هستيم بادكنك ميتركه رشتيه ميشينه ميگه ما فكر ميكنيم كه آدماي با غيرتي هستيم بادكنك ميتركه تركه ميشينه ميگه ما فكر ميكنيم... بادكنك ميتركه!!!!

به تركه ميگن: ساعت چنده. بلد نبوده ميگه: بدو بدو ديرت شده!

ده تا ترك ده سال پيش قايم بوشك بازي ميكردند. هنوز 3 تاشون پيدا نشدند!

يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه: ا...اين چه آشناست! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه: فهميدم... فهميدم اين همونيه كه امروز تو آرايشگاه ديدم !

تركه ميره نماز جمعه، جو ميگيرش، موج مكزيكي مياد!

يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميكنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا كردم آدرس بديد براتون بيارم!

يه روز تركه ميره قهوه خونه 2 تا چايي ميخوره 5 تا 10 تا 15 تا . قهوه خونه چيه شاكي ميشه ميگه : بابا خسته نشدي اين همه چايي خوردي؟ تركه ميگه: راست ميگي والا قربونت يه چايي بيار بخوريم خستگيمون در بره!

تست كنكور اردبيل: سرعت نور چقدر است؟ 1- بد نيست. 2- خوب است. 3- شما چطوريين؟ 4- چه خبرا؟

ميدوني چرا 2 تا ترك نميتونن شب بغل هم بخوابن؟ چون تا صبح دعوا ميكنن كه كي وسط بخوابه.

يه تركه مي پرسن يه موجود نام ببر؟ تركه مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست. خوب چون همه جا نوشتن يخ موجود است.

يارو ميره تو يك قهوه خونه، به قهوهچي ميگه: داش حال ميكني يك جك تركي بگم؟ قهوهچيه ميگه: ببين، من خودم تركم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم تركه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم تركه؛ درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك تركي تعريف كني؟ يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم.

ميخواستند تركه رو سر كار بزارن. دو طرف يه برگه مي نويسند: اون طرف رو نگاه كن.

به يه تركه ميگن 300 تا پستاندار نام ببر. ميگه دبيرستان دخترانه.

تركه تو امامزاده داشته ميشاشيده. ملت ميريزن سرش و يه كتك حسابي بهش ميزنن! تركه هم ميگه لامصبا ! چرا ميزنيد؟ من شاش بند بودم، امامزاده شفام داد.

تركه برف پاك كن ماشينش رو مي زنه هيپنتيزم مي شه.

به تركه مي گن: چرا ترك شدي؟ مي گه بچه بودم، خر گازم گرفت؛ واكسن هم نبود!

به تركه مي گن: چرا ترك شدي؟ مي گه چيه؟ ايدز نداريم كه... خوب مي شيم.

به تركه ميگن: تا حالا تو موقعيتي گير كردي كه نه راه پس داشته باشي نه راه پيش؟! ميگه: آره، يه بار يه اَره رفته بود توي ماتحتم.

به تركه ميگن اسم يه پيامبرو بگو، ميگه "سوج". ميگن اينو از كجا آوردي؟ ميگه پشت يه اتوبوس نوشته بود "ياسوج".

به تركه ميگن در رو ببند؛ هواي بيرون سرده. ميگه: مثلا اگه من در و ببندم هواي بيرون گرم ميشه؟

تركه داشته رد ميشده يه نفرو ميبينه كه تصادف كرده. از يكي ميپرسه چي شده؟ يارو ميگه گوز پيچ شده. چند لحظه بعد يكي از تركه ميپرسه چي شده؟ تركه ميگه نميدونم گوز پيچ شده، پيچ گوز شده؛ گوزيده پيچيده، پيچيده گوزيده؛ گوز داده پيچيده، پيچ داده گوزيده؛ گوزش پيچيده، پيچش گوزيده؛ تو گوز پيچيده، تو پيچ گوزيده؛ گوز ديده پيچيده، پيچ ديده گوزيده؛ گوزش پيچي بوده، پيچش گوزي بوده...

يك فيلسوف ترك معتقد است: دايره زندگي يك مستطيله كه سه ضلع داره: محبت، عشق!

ازتركه ميپرسن؟ ميدوني چرا زلزله مياد؟ ميگه: والا خدا پي ام ميده كسي جوابشو نميده BUZZ ميزنه.

از تركه مي پرسن نظرت چيه اگه دخترت بره دانشگاه؟ تركه مي گه: اگه به درسش لطمه نخوره از نظر من ايرادي نداره.

تركه داشته تو پارتي ميخونده: ميخوام كه با بوسه گل لباتو پرپر كنم... يه دفعه كميته ميريزه تو پارتي. تركه ادامه ميده: گلهاي پرپر شده رو هديه به رهبر كنم...

تركه رو ميبرن كلانتري، ميگه: واسه چي منو آوردين اينجا؟ ميگن: واسه عرق خوري. ميگه: پس بريز بخوريم.

تركه ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه.

جسد 20 نفر از تركهاي جزيره كيش كه پياده به سمت حرم امام به راه افتاده بودند، امروز از آبهاي خليج فارس بيرون كشيده شد!

به تركه ميگن چرا پاهات پرانتزيه؟ ميگه حتما لاش يه چيز مهمه!

يه تركه با زنش سوار ماشين بودن و داشتن مي رفتن ماه عسل، يه خارجيه مي آد و با ماشينش از كنارشون رد مي شه و مي گه: گود مورنينگ. تركه هم در جواب مي گه: مورنينگ گود. زنش ازش مي پرسه؟ تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچ چي، اون گفت: سلام عليكم، منم گفتم: عليكم السلام!

تركه ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه. دوستش بهش ميگه: سحر صدات كنم؟ تركه مي گه: نه! همون غضنفر صدام كني بهتره!

تركه ميره دستشويي بهش خبر ميدن الان اب قطع ميشه از حولش اول خودشو ميشوره بعد مي رينه!

يه تركه ادعاي پيغمبري ميكرده، رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه. بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونك ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده؛ رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

به يه تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

تركه با زنش دعواش ميشه. ميگن بهش آقا شما چرا بي دليل زنتو ميزني. ميگه اگه دليل داشتم كه ميكشتمش.

يه روز باروني يك راننده كاميون كه ترك بود 53 نفر رو توي يك حادثه مي كشه. سروان اداره رانندگي ازش ماجرا رو مي پرسه! ميگه: والا جناب سروان، ما داشتيم رانندگي مي كرديم كه يهو يكي از چرخها تركيد و كنترل كاميون از دستم خارج شد. تو جاده اي كه مي رفتيم ديديم 50 نفر اينور خيابون ايستادن و 3 نفرم اونور. با خودمون گفتيم 3 نفر بميرن بهتره تا 50 نفر. براي همين فرمون رو انوري گرفتيم ميپرسه پس چه جوري 53 نفر مردن ؟ تركه ميگه: راستش داشتيم به طرف اون 3 نفر ميرفتيم، دو تاشون مردن ولي يهو يكيشون به اون سمت خيابون فرار كرد.

تركه ميره بالاي پل عابر پياده ميگه: حالا من خر، من نفهم؛ اينجا كه آب نيست پل زدند!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 0:15  توسط محمد طوسي  |