|
|
مطالب تصادفي |
|
|
:اينم كدش
|
||
|
|
|
|
|
يه روزي به يه تركه ميگن اين ات ساين (@) رو بخون. ميگه: اي دورت بگردم! يه روز يه تركه بليت هواپيما ميگيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس ميشه، با دوچرخه ميره مسافرت! دو تا ترك بودن كه هر كدوم 1 گاو داشتن و تو يه مزرعه زندگي ميكردن. اولي ميگه من شاخ گاومو ميبرم كه غاطي نشه. فردا ميان ميبينن شاخ اون يكي گاوم بريدس. دومي ميگه من گوشه گاومو ميبرم. فردا ميان ميبينن گوش اون يكي هم بريدس. اولي ميگه من پاي گاومو ميبرم. فردا ميان ميبينن پاي اون يكي گاوم نيست.... اخرش اولي ميگه: گزمفر خوب سفيده مال من سياهه مال تو!!! تركه عينك آفتابي ميزنه. بچش مياد توي اتاق. به بچش ميگه: كجا بودي تا اين وقت شب؟ تركه عينك آفتابي مي زنه مي ره دريا مي گه واي چقدر نوشابه. يه روز يه تركه راديو پيام رو روشن ميكنه. راديو ميگه: مسير آزادي به امام حسين بسته است. تركه ميگه: بابا چرا قسم ميخوري، نميخواد، همه باور ميكنن! يه تركه داشته آب جوش ميريخته توي باغچه! وقتي ميگن چرا اين كارو ميكني ميگه: آخه چاي كاشتم! تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد. تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟ رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه ها رفتيم شمال! يه تركه داشت تو خيابون عقب عقب راه ميرفت. ازش پرسيدن قضيش چيه؟ تركه گفت: به من گفتن از عقب شبيه داريوشم. به تركه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: اين چيه؟ طرف كلي فكر كرد و گفت : شطرنج گردالي يه تركه يه قالب يخ رو بالاي سرش نگه داشته بود و هي ميگفت : جلاالخالق... جلاالخالق... بهش ميگن قضيه چيه؟ تركه گفت: وا... اين گالب يخ هيچ جاش سوراخ نيست، ولي هي چيكه ميكنه! يه تركه ميره تو صف نانوايي . نانوا مياد بيرون ميگه: نون تموم شد بريد.همه شروع مي كنن به رفتن. تركه عصباني ميشه و ميگه: نون تموم شد چرا صف رو به هم مي زنيد؟ از تركه مي پرسن دانشگاه نميري؟ ميگه اگه مسافر بخوره چرا كه نريم! يه تركه به مامانش ميگه اگه توبه دنيا نيومده بودي من بي مادر بودم. يه تركه نميدونسته مهتابي چيه. ميره الكتيريكي ميگه يه متر لامپ بدين. تركه شب زير پشه بند ميخوابه تا صبح به پشه ها بيلاخ ميده. از تركه ميپرسن قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهت آدرس دادن؟ آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي. تركه تو خيابون رفيقش رو ميبينه. رفيقش بهش ميگه: اصغر چرا اين همه لوبيا خريدي؟ تركه ميگه: بابا لوبيا خوبه، كلي خاصيت داره! رفيقش ميگه: نخور اصغر جون! اينقدر لوبيا نخور! لوبيا مغز رو خراب ميكنه! تركه ميگه: نه بابا اين دكترا دروغ ميگن. من يك رفيق داشتم هرچي درمياورد رو ميداد لوبيا ميخورد، مغزش خراب نشد. ماشينش رو فروخت لوبيا خريد، بازم مغزش خراب نشد. خونشو فروخت لوبيا خريد خورد، بازم مغزش خراب نشد. تركه مي ره كله پزي كله پاچه بخوره. يارو بهش مي گه چشم بزارم؟ تركه مي گه بزار به شرطي كه جر نزني! به يك تركه ميگن عروسيتو كجا ميخواي بگيري ميگه تو مدرسه. ميگن چرا؟ ميگه چون باكلاسه. تركه مي زنه يه پليس و مي كشه زنگ مي زنه 110 مي گه حالا شدين 109 تا. تركه ميره رستوران به گارسون مي گه غذا چي داري؟ گارسون مي گه غداي امروز ما كاستيدجلينيكفتيتسا با ليمو - تركه مي گه كاستيد جلينيكفتيتسا با چي؟ تركه به تيمساره مي گه: تو سربازي؟ تيمساره كه مي بينه طرف تركه مي گه آره. تركه مي گه پس گه مي خوري لباس تيمسارا رو مي پوشي؟ تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن! تركه ميگه چقدر مملكت شير تو شير شده. ميگن چطور؟ ميگه من تا حالا 4 بار رفتم سربازي هيچكس نفهميده. به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر! تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره! تركه با يكي تصادف ميكنه. افسر مياد ميپرسه خوب تقصيره كي بود؟ تركه ميگه آقا من كه خواب بودم از ايشون بپرس چي كار كرده؟ به يه تركه ميگن تاحالا چين رفتي؟ الكي چاخان ميكنه: آره. بد ميگن اگه راست ميگي يكي از خيابوناشو بگو؟ يخرده فكر ميكنه بد ميگه... خيابون شهيد بروسلي! يه تهراني ميره مكه پرده كعبه رو ميگيره توبه ميكنه كه خدا من توبه ميكنم ديگه براي ترك ها جوك نمي سازم من رو ببخش. بعد از اون ور يه تركه مياد ميگه: ببخشيد آقا قبله از كدام طرفه؟ بعد تهراني ميگه: خدا ببين خودش گير ميده. تركه ميره توالت ميگوزه. وقتي مياد بيرون ميبينه چهار تا دختر دارن نگاهش ميكنن براي اينكه ضايع نشه ميگه ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن آب نميريزن بره. تركه رو ميبرن اعدامش كنن. بهش ميگن حرفي نداري ميگه نه! آويزونش ميكنن به جرثقيل و ميبرنش بالا! يه هو ميبينن تركه دست و پا ميزنه ميگه ميخواهم يك چيزي بگم! ميارنش پايين ميگن خوب بگو! ميگه به گضنفر بگين از اون بالا خونشون معلومه من ديديم! تركه ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم. ميگن اِ؟ شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا. گاوه يهو نشست! به تركه ميگن چرا در خونت نوشتي WC؟ ميگه اين مخفف welcome هست. به تركه مي گن از چه تيم فوتبالي خوشت مياد؟ ميگه: قربون جدش برم! آ سد ميلان! تركه خواب ميبينه با 3 نفر دعواش شده. شب با بچه محلاش ميخوابه. رييس بيمارستان از دكتر (كه ترك بوده) مي پرسه عمل چه طور بود؟ تركه هم مي گه مگه براي كالبد شكافي نياورده بودينش. روز ميلاد امام مهدي توي تبريز به كسايي كه اسمشون ميلاد بود هديه مي دادند! به تركه مي گن فرق هواپيما با آدم كچل چيه؟ ميگه : والا , كچل كه فرق نداره. هواپيما هم نكته انحرافيه. تركه يه 1000 تومني رو زمين پيدا ميكنه. برش ميداره بعد ميندازش ميگه: اه ما ازين شانسا نداريم! تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه ين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعهي بزنيم به جيب.خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده! تركه ميره كتابخونه كتابشو پس بده. كتابدار ازش مي پرسه كتاب چطور بود؟ تركه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوي نداشت! كتابدار: اوشگول دفتر تلفن من دست تو چيكار مي كنه؟ تركه دفترچه خاطراتش پر ميشه ميندازش دور! خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، ميخواهيم بريم بندر! تركه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچجا نميريم! از تركه ميپرسن از چه رنگي خوشت مياد؟ ميگه از قهوه اي نوك ممه اي! يه نفر ميفته توي چاه. هي ميگفته: كمك... كمك... تركه از اونجا رد ميشده، يه سكه ميندازه تو چاه و ميگه: آخه اونجا هم جاي گداييه؟ دوست دختر تركه بهش ميگه: اگه توجه كني نگاهم باهات حرف ميزنه. تركه ميگه: اينقدر پلك نزن؛ صدات قطع و وصل ميشه. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 0:14 توسط محمد طوسي
|
|
||