|
|
مطالب تصادفي |
|
|
:اينم كدش
|
||
|
|
|
|
|
ميلاد حضرت رسول (ص): مدينه بود و غوغا بود، اسيرِ ديوِ سرما بود. محمد سر زد از مكه، كه او خورشيد دلها بود. وصف حضرت رسول (ص): تويي هم مصطفي و هم محمد، تو را در آسمان نامند احمد. تو كانون صفا مرد يقيني، تو عين رحمة للعالميني. مبعث حضرت رسول (ص): سرزمين مكه در هم ناز شد، از حرا درهاي رحمت باز شد. شام ميلاد كلام الله شد، مصطفي امشب رسول الله شد. ميلاد حضرت علي (ع): نازد به خودش خدا كه حيدر دارد، درياي فضائلي مطهر دارد. همتاي علي نخواهد آمد والله، صد بار اگر كعبه ترك بردارد. وصف حضرت علي (ع): آنان كه علي راخداي خود پندارند، كفرش به كنارعجب خدايي دارند. ندارد از جهاني خصم بيمي، ولي ميترسد از اشك يتيمي. خورشيد چراغكي ز رخسار عليست، مه نقطه كوچكي ز پرگار عليست. هر كس كه فرستد به محمد صلوات، همسايه ديوار به ديوار عليست. علي دامادِ پيغمبر، براي فاطمه همسر. براي دخترِ خورشيد، علي از هر كسي بهتر. اي شاه ولايت دو عالم مددي، بر عجز و پريشاني حالم مددي. اي شير خدا زود به فريادم رس، جز حضرت تو پيش كه نالم مددي. اي خوانده ترا خدا ولي ادركني، بر تو ز نبي نص جلي ادركني. دستم تهي و لطف تو بي پايان است، يا حضرت مرتضي علي ادركني. از ذكر علي مدد گرفتيم، آن چيز كه مي شود گرفتيم. از بوته آزمايش عشق، از نمره بيست صد گرفتيم. نازد به خودش خدا كه حيدر دارد، درياي فضائلي مطهر دارد. همتاي علي نخواهد آمد هرگز، صد بار اگر كعبه ترك بردارد. تاراج دل به تيغ دو ابروي دلبر است، مستي قلب عاشقم از جام كوثر است. بر سر در بهشت خدا حك شده چنين، بختش بلند هر كه گرفتار حيدر است. ضربت خوردن حضرت علي (ع): دل را ز شرار عشق سوزاند علي، يك عمر غريب شهر خود ماند علي. وقتي كه شكافت فرق او در محراب، گفتند مگر نماز مي خواند علي. كوفه امشب التهاب مهشر است، كوفه امشب كربلايي ديگر است. جبرييل آواي غم سر داده است، در فلك شوري دگر افتاده است. تير غصه بر دل زارم نشست، تيغ دشمن فرق مولايم شكست. قلب مجنون سوي صحرا ميرود، حيدر امشب سوي زهرا ميرود. بر خوان غم، چو عالميان را صَلا زدند، اول صلا به سلسلهي انبيا زدند. نوبت به اوليا چو رسيد آسمان طپيد، زآن ضربتي كه بر سر شير خدا زدند. كاش امشب را نمي بودي سحر، كاش سر برون نمي آوردي قمر. اي نماز صبح دل بيدار توست، يا علي اين آخرين ديدار توست. امشب اين دل ياد مولا مي كند، ليلة القدر است و احيا مي كند. بشنويد اي گوش دلها بي صدا، نغمه فزت و رب الكعبه را. شهادت حضرت علي (ع): از تيغ كينه امشب، فرقي دو نيم گرديد. رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد. امشب جهان ز فيض، حق نااميد گرديد. امشب بنام قرآن، قرآن شهيد گرديد. ولادت حضرت فاطمه (س): زهرا كه شفاعتش به عالم برسد، باشد كه به فرياد دل ما برسد. يا رب سبب ساز كه در روز جزا، پرونده ما به دست زهرا برسد. وصف حضرت فاطمه (س): عالم صدف است و فاطمه گوهر او، گيتي عرض است و فاطمه جوهر او. بر فضل و شرافتش همين بس كه ز خلق، احمد پدر است و مرتضي شوهر او. از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد، نشناخته توصيف مقامش نكنيد. هر كس در او محبت زهرا نيست، علامه اگر هست سلامش نكنيد. شهادت حضرت فاطمه (س): اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت، اي كاش كه كوفه در و ديوار نداشت. فرياد دل محسن زهرا اين بود، اي كاش در سوخته مسمار نداشت. يا برادر چرا مادر، صورتش شده نيلي. با وجود بابا، كي به او زده سيلي؟ يا علي رفتم بقيع اما چه سود، هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود. يا علي قبر پرستويت كجاست، آن گل صد برگ خوش بويت كجاست؟ ولادت امام حسن (ع): نام ناميش حسن، خلق گراميش حسن. پاي تا فرق حسن، بلكه حسن در حسن. موي حسن، بوي حسن، روي حسن، خوي حسن. يك جهان جوهر حسن است كه در يك بدن است. وصف امام حسن (ع) و امام حسين (ع): يا رب به رسالت رسول الثقلين، يا رب به غزا كننده بدر و حنين. عصيان مرا دو حصه كن در عرصات، نيمي به حسن ببخش و نيمي به حسين. ولادت امام حسين (ع): شاهي به دوصد عزت و جلال آيد، با شوكت و فر و جاه و اقبال آيد. امروز حسين آيد و فردا عباس، خورشيد ز پيش و مه ز دنبال آيد. ميلاد گل رسول و زهرا و علي است، زيرا كه جهان خجسته زين نور جلي است. ما را دگر از روز جزا بيمي نيست، چون بر دل ما عشق حسين ابن علي است. آلاله نو دميده چيدن دارد، آواز فرشتگان شنيدن دارد. ميلاد حسين است و ابوالفضل و علي، يك ماه و دو آفتاب ديدن دارد. وصف امام حسين (ع): تا جهان باقيست ما را جز حسين دلدار نيست، بيمه عشق حسين را با اطبا كار نيست. ما فقط در كوچه مولا گدايي ميكنيم، ريزه خوار خان او هم كاسه اغيار نيست. دوش پرسيدم ز منطق عشق چيست، در جوابم اينچنين گفت و گريست. ليلي و مجنون همه افسانه اند، عشق مختص حسين ابن عليست. با آب طلا نام حسين قاب كنيد، با نام حسين يادي از آب كنيد. خواهيد مه سربلند و جاويد شويد، تا آخر عمر تكيه بر ارباب كنيد. شهادت امام حسين (ع): بزرگ فلسفه قتل شاه دين اين است، كه مرگ سرخ به از زندگي ننگين است. اي مسيح آل الله، اي منتقم گلها. دل ز گريه ات خون است، در غروب عاشورا. كاش بوديم آن زمان كاري كنيم، از تو و طفلان تو ياري كنيم. كاش ما هم كربلايي مي شديم، در ركاب تو فدايي مي شديم. شهادت امام سجاد (ع): در سوگ زين العابدين زهرا نشسته، تير غم از داغش بر اين دلها نشسته. وصف امام رضا (ع): اگرچه روز ميزبان نيست آسان، مباش از پرسش قاضي هراسان. اگر گفتند مجرم ضامنت كيست، بگو ارباب من شاه خراسان. اي عشق تو معني حيات ابدي، در پيش تو نيست مهر عالم مددي. آشفته و بي شكيب افتاده دلم، در پاي تو يا ضامن آهو مددي. از خاك تو كسب آبرو كردم من، با عطر ضريح تو وضو كردم من. تا صيد كسي نگردد آهوي دلم، مولاي غريب بر تو رو كردم من. ز آستان رضايم خدا جدا نكند، من و جدايي از اين آستان خدا نكند. ز درگه كرمش دست التجا نكشم، گداي دامن صاحب كرم رها نكند. دل بسته ام به موي تو يا ثامن الحجج، چون عاشقم بروي تو يا ثامن الحجج. ما را بكوي خويش طلب كن كه روز و شب، دارد دل آرزوي تو يا ثامن الحجج. از گردش افلاك و نفاق انجم، سر رشته كار خويشتن كردم گم. از پاي فتاده ام مرا دست بگير، اي قبله هفتم اي امام هشتم. وصف امام هادي (ع): خوش آن دل كز ازل دارد ولاي حضرت هادي، خوش آن سر كو بسايد رخ به پاي حضرت هادي. وصف امام زمان (عج): يا رب بر من نيامد آن مه ديشب، فرياد زدم چو كودك مهدي شب. تا سر نزند از افق آن مهر منير، هر روز بود ز غيبت مهدي شب. براي تعجيل در فرج آقا سه صلوات بفرست و اين پيام رو به دوستانت ارسال كن تا در ثواب 61 ميليون صلوات شريك باشي. امام صادق(ع) مي فرمايد: دانش 27 حرف است. همه آنچه پيامبران آورده اند 2 حرف است. هنگامي كه قائم (عج) قيام مي كند 25 حرف ديگر را بيرون آورد و در ميان مردم منتشر نمايد. به اميد روزي كه همه پيامكهاي جهان يك پيام باشد: "مهدي ظهور كرد". يكي مياد كه شهرمو، ستاره بارون ميكنه. با يك اشاره عشقو باز، به سينه مهمون ميكنه. يكي كه مثل خودشه، نه مثل تو نوشته ها. حلقه نوري دورشه، درست مث فرشته ها. يكي مياد از آينه ها، يكي مياد كنار ما. كسي مياد كه اسم اون، نوشته رو قلب زمون. شد ثانيه هاي دل، در شوق عبور تو. اي صبح خدا هستيم، دلتنگ ظهور تو. از نام تو ميريزد، در سينه شراب و شهد. تا چند بخوانم من، دلخسته دعاي عهد. در شهر مدينه هم، چشمي به تو دل بسته. عجل به تو دلتنگ است، آن مادر دلخسته. من تشنه خورشيدم، در اين شب باراني. دلتنگ توام برگرد، اي ماه جماراني. چو آيد آن نگار عالم آرا، تجلي ميدهد وجه خدا را. منتظرم منتظرم، تا فصل هم عهدي بياد. با ذوالفقار حيدري، صاحبمون مهدي بياد. روزي كه بشر عصاره شر گردد، دين و هدف شرافتش زر گردد. از بهر نجات خلق آيد مهدي، كز يمن وجود او ورق برگردد. بر چهره پر ز نور مهدي صلوات، بر جان و دل صبور مهدي صلوات. تا امر فرج شود مهيا بفرست، بهر فرج و ظهور مهدي صلوات. عمري است كه از حضور او جا مانديم، در غربت سرد خويش تنها مانديم. او منتظر است تا كه ما برگرديم، ماييم كه در غيبت كبري مانديم. گفتم كه خدا مرا مرادي بفرست، طوفان زده ام راه نجاتي بفرست. فرمود كه با زمزمه يا مهدي، نذر گل نرگس صلواتي بفرست. ولادت حضرت ابوالفضل العباس: لبخند علي بر گل رخسار حسين است، خيزيد كه ميلاد علمدار حسين است. روشنگر آفتاب عباس آمد، تفسير زلال آب عباس آمد. خيزيد گل آريد و گل افشانيد. زيرا كه گل بوتراب عباس آمد. وصف حضرت ابوالفضل العباس: هرچند كه راه هنر مدح نپويمة حيف است ز اوصاف اباالفضل نگويم. پرسند اگر سرور و سلطان ادب كيست، جز نام اباالفضل به هر بزم نگويم. شهادت علي اصغر(ع): پير همه بود اگرچه خود كودك بود، صبرش به غريبي پدر اندك بود. ميكرد به ني اشاره ميگفت رباب، اي كاش سر نيزه كمي كوچك بود. ششماهه ترين مرد سرافرازي كرد، پيوسته به راه عشق جانبازي كرد. نوشيد گلوي تشنهاي تير عطش، آن لحظه كه بر دوش پدر بازي كرد. وصف حضرت زينب: ايوب كه خود كشتي رنج و غم دنياست، در مرتبه صبر مثل بر همه لبهاست. با اين همه وصف و مثل و شهره آفاق، شاگرد كلاس اول زينب كبريست. روز عاشورا: ميون خيمه، مادري نشسته. به روي عالم، چشم خود رو بسته. ميون ميدون، ميكنن قيامت. كبوترايي، تشنه شهادت. بوسه ميزنه خورشيد، بر زخماشون. چشمه ها شده جاري، از رگهاشون. ميكشه روي خاكها، دست و پاشون. جسمشون ميره، سوي خيمه ها. رأسشون ميره، روي نيزه ها. اي آسمان ببار كه هنگامه غم است. گويي شفق بر آمده از جـِـيب ماتم است. از غصه نبض ثانيه ها تند ميزند. هر گوشه اي كه مي نگري هجله غم است. ماه محرم: بازم محرم اومده، يه ماه پر غم اومده. بر ديده هر عاشقي، از شور و غم نم اومده. اي خدا موسم غم آمد، ماه خون ماه ماتم آمد. ماه خون ماه عشق و ايثار آمده، ماه بي دستي علمدار آمده. يواش يواش رسيده، صداي پاي ماتم. خبر بده به چشمات، كه اومده محرم. دوباره بوي اسپند، دوباره بوي گريه. دوباره هر دو چشمم، شده سبوي گريه. كيه به قامت شهر، پارچه غم بريده. هر كوچه رو ميبيني، لباس سياه پوشيده. بچه شيعه ها بازم محرمه، ديگه شادي رفته نوبت غمه. پسر فاطمه آواره شده، هر سياهي ديگه رخت ماتمه. خيز و جامه نيلي كن، روزگار ماتم شد. دور عاشقان آمد، نوبت محرم شد. بوي محرمش مياد، خيمه و پرچمش مياد. فرشته از تو آسمون، براي ماتمش مياد. رقيه دخترش مياد، صداي مادرش مياد. تشنگي با لبش مياد، حسين با زينبش مياد. شاهزاده اي جوون مياد، عباس پهلوون مياد. يه طفل زيبايي مياد، صداي لالايي مياد... دوباره ذيحجه كعبه غم اومد، دوباره فصل سوز و اشك و ماتم اومد. صداي چاوش فرشته ها بلنده، بر سر و سينه بزنيد محرم اومد. تو آسمونا، از حسينيه خدا. چاوش ميخونن، حي علي العزا. فصل غم ياره، زمين و زمان سوگواره، عالم و آدم روضه خونن، حتي خدا هم عزاداره. پرسيدم ازحلال ماه چرا قامتت خم است، آهي كشيد وگفت كه ماه محرم است. گفتم كه چيست محرم با ناله گفت، ماه عزاي اشرف اولاد آدم است. محرم آمد و ماه عزا شد، مه جانبازي خون خدا شد. جوانمردان عالم را بگوييد، دوباره شور عاشورا به پا شد. ماه شعبان: نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد، عالم پير دگر باره جوان خواهد شد. ماه شعبان منه از دست قدح كين خورشيد، از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد. شعبان شد و پيك عشق از راه آمد، عطر نفس بقية الله آمد. با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين، يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد. ماه رمضان: ميگويند هر وقت آب مينوشي بگو "يا حسين". اين روزها كه آب ميبيني ولي نمينوشي بگو "يا ابالفضل". تشنه ام اين رمضان تشنه تر از هر رمضاني، شب قدر آمده تا قدر دل خويش بداني. ليلة القدر عزيز است بيا دل بتكانيم، سهم ما چيست از اين روز همين خانه تكاني. شب قدر: شب قدر است و من قدري ندارم، چه سازم توشه قبري ندارم. مبادا ليله القدرت سرآيد، گنه بر ناله ام افزون تر آيد. مبادا ماه تو پايان پذيرد، ولي اين بنده ات سامان نگيرد. عيد فطر: سلام. ميتوني چشاتو ببندي تو ذهنت منو تصور كني؟ تونستي؟ به شما تبريك ميگم. شما ماه رو رؤيت كردين. عيد سعيد فطر بر شما مبارك. ساقي بيار باده كه ماه صيام رفت، درده قدح كه موسم ناموس و نام رفت. وقت عزيز است بيا تا قضا كنيم، عمري كه بي حضور صراحي و جام رفت. عيد است و آخر گل و ياران در انتظار، ساقي به روي شاه ببين ماه و مي بيار. دل برگرفته بودم از ايام گل ولي، كاري بكرد همت پاكان روزه دار. كم كم غروب ماه خدا ديده ميشود، صد حيف از اين بساط كه برچيده ميشود. در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت، خوشبخت آن كسي است كه بخشيده ميشود. عيد غدير: وال من والا ست در خم غدير، عشق ما مولاست در خم غدير. جامهاي ما اسير خم اوست، مستي ما از غدير خم اوست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 0:18 توسط محمد طوسي
|
|
||